حسين علوى مهر
170
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
فقه ، اصول ، كلام ، حكمت و عرفان صاحب نظر بوده و به ملاقات امام زمان عجل اللّه نائل شده است . تفسير ايشان به روش عقلى كه بر اساس درك ، فهم ، تدبر و تعمق در آيات است نوشته شده و آن را زمانى كه در عراق بوده و مسلمانان با دشمنان دين در حال جهاد بودهاند « 1 » نگاشته است . در چنين موقعيتى جز با توفيق ربّانى نوشتن يك دوره تفسير ناممكن است و اين كتاب از كرامات او شمرده مىشود . اين كتاب - چنان كه مؤلف در چند جاى تفسير خود بدان اشارت دارد - وقتى به نگارش درمىآيد كه ، نزد مؤلف محترم هيچ كتاب تفسيرى ، روايى و لغوى نبوده و تنها كتاب « معالم الاصول » را به همراه داشته و خود مىگويد : لم يكن عندى من الكتب شىء الّا معالم الاصول الذى يقرئه قرة عينى ( السيد عطاء اللّه ) عندى ، لا من اللغه و لا الاخبار و لا التفاسير و ليس معى الّا عقلى . « 2 » در جاى ديگر مىگويد : « و لم يكن عندى كتاب من فقه الامامية او اخبارها او تفسيرها حتى اراجع ، بل ليس عندى من كتب اهل السّنّة ايضا سوى تفسير الجلالين فى اوان هذه الكتابة و حال ذلك التفسير و فقدانه للعلميات يكون واضحا بل اطلاق التّرجمة اولى من اطلاق التّفسير » . « 3 » تنها از كتابهاى اهل سنت ، تفسير جلالين نزد او بوده است ، آن هم در اوائل نوشتن اين تفسير كه اين تفسير نيز فاقد مطالب علمى است و به يك ترجمه بيشتر شبيه است تا تفسير . مشابه همين عبارات ، در ذيل آيات 272 و 282 از سورهء بقره و آيهء 5 از سورهء مائده و آيهء 149 از سورهء انعام بيان كرده است . تلاش اين محقق بزرگ در تفسير قرآن دربردارندهء نكات زير بوده است :
--> ( 1 ) در سال 1344 ه . ق . انگلستان به فكر تجزيهء كشورهاى اسلامى ؛ از جمله عراق مىافتد و به جنگ با مسلمانان مىپردازد ، بسيارى از علماى آن زمان از جمله سيد نور الدين حسينى ، فتوا به وجوب دفاع داده و خود نيز براى شركت در جنگ حركت مىكند ، و دانشمندان ديگرى ؛ مانند مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمد تقى خوانسارى نيز در آن شركت داشتهاند . مؤلف ، تفسير خود را در اين زمان به رشتهء تحرير در مىآورد . ( 2 ) القرآن و العقل ، ج 1 / 4 . ( 3 ) همان 369 .